ارتش سرخ ایران غائب

ارتش سرخ هدف خون و خونریزی و جنگی ندارد. بلکه با اشاعه علم و دانش خواستار پیشگیری و جلوگیری از آن است.

مقدمه اول

سه‌شنبه 28 آذر 1396 23:55 نویسنده: احمد چاپ

 [ارتش سرخ یعنی چه ؟ ما به کسی ارتش سرخی می گوییم که هدف اصلی اش جلوگیری از ایجاد رنگ سرخ بر زمین است. یعنی ممانعت از خون و خونریزی و پیشگیری از نزاع و بلا و آفات و غیره.  همین ارتش سرخ گرچه نوک سلاحش را به پایین گرفته اما در وقت لازم برای دفاع بدجور متهاجم است.]

از کجا شروع کنم؟

کره زمین ما تنها کره منحصربفرد  دارای زیست عالم است. قطعا سیارات دارای زیست دیگری وجود دارد.

دنیای ما سراسر عجایب است؛ وقتی در شب تاریک سرمان را سوی آسمان میکنیم و بیشمار ستاره در آسمان شب می بینیم که می توانند  از حیات های فرآسمانی فراوانی خبر دهند. هر ستاره می تواند برابر باشد با یک کره ای که به دور او می چرخد. کهکشان ها، انواع شهاب ها که روی زمین می افتند... . تصویر فعلی ما از آسمان شب فعلا یک تصویر دوبعدی است. تا برسد زمانی که ما قدم به سیارات دیگر بگذاریم و آنگاه عجایب سیارات دیگر را هم خواهیم دید.

در کره زمین که یک سیاره از بیلیون ها سیاره عالم است، انواع موجودات بی جان و جان دار عجیب و غریب وجود دارد.

یک تقسیم بندی معمول برای موجودات زنده وجود دارد: مفید و غیر مفید. اما دسته بندی من این است: جانداران مفید غیر مفید و ابلیسی . پس ۳ تا جاندار شدند: ابلیسی، مفید و غیرمفید. 

مفید و غیر مفید را خداوند برای رشد و تعالی انسان ها آفریده. پا یه و اساس دید جهانبینی ما این است که آخرت وجود دارد. بله. بحث های من روی این دید نوشته می شوند، که جهان دیگری هم هست و اعتقاد بر این است که انسان در این دنیا حضور دارد که با آرامش کامل به رشد خود بپردازد. با استفاده از امکانات این دنیا. (در پرانتز: خداوند به آدم و حوا زمانی که در بهشت بودند فرمود:  حواست باشد کاری نکنی که به موجب آن از بهشت بیرون بروی. چون در بهشت به فکر گرسنه شدن یا عریان شدن نیستی. ( یعنی اینکه در بهشت لباس و غدات آماده هست برات. ) اما آدم و حوا ابلیس را پیروی کردند که به موجب آن ......

حالا خداوند انسان را روی زمین آفریده تا با زندگی روی همین زمین رشد کند. مثلا با مشاهده و نظاره موجودات که آیات و نشانه های خدا هستند. یعنی:

*عالم نمایشگاه خدا است* 

.

.

.

پس قضیه جانداران مفید و غیرمفید معلوم شد. 

حالا آن ابلیسی چیست؟ یا شیطانی؟ اگر ما به موجودات یا اعضای زنده کره زمین بنگریم، بعضی را برای بدن انسان مفید می بینیم. مثل باکتری های همزیست مفید یا گیاهان خوراکی یا میوه جات یا گوشت های حلال. هوای پاک و خنک. شادی و آرامش. خانواده خوب و سالم. موسیقی و صداهای پاک. همه و همه برای بدن انسان و رشد آن و تعالی آن مفیدند. درست؟ 

حالا موجودات غیر مفید مثل: باکتری های بیماریزا، گیاهان سمی، میوه جات غیر خوراکی، گوشت های مختص جانوارن غیر از انسان(غیرخوراکی برای انسان). همه اینها موجب می شود تا انسان سالم و دارای عقل کامل از اینها دوری کرده تا درگیر مشکلات ماتبع آنها نشود. 

اما حالا ابلیس اینجا چه می کند؟ وجود خود ابلیس به زمانهای بسیار دور گذشته بر میگردد. 


ابلیس در ذات چیست؟

ابلیس به فرموده قرآن، از نار سموم یا آتش زهرآگین ساخته شده است. ابلیس سراسر استکبار به معنای تکبر بی حد و بیجا است. عزیزان، فرد ثروتمندی را تصور کنند که پولهایش آنقدر زیاد است که توان خرید هرچیز گرانقیمتی یا ارزشمندی را دارد. در اینصورت اگر به این فرد بگوییم فرد ثروتمند درست گفته ایم. چون ذره ای اغراق یا تقصیر در حرف ما نیست. اما حالا به یک فرد فقیری که دوست دارد پز توخالی بدهد و تکبر بورزد و به دروغ صفتی را به خودش منتسب کند ما آن صفت را از او سلب می کنیم. 

ابلیس یک آتش تمام زهراگین در درون، و فریبنده و زیبایی بی حد بیرونی (فراخواننده به سوی خود)، و مکار است که البته کید او ضعیف است. 

ابلیس یعنی مانع. یک مثال راحت تر: درختی را تصور کنید که می خواهد رشد کند. موجود مفید در اینجا آب و نور و هوا و خاک و ... است. موجود غیرمفید یا مضر همان بیماریها و حشرات آفت و ... است. موجود ابلیسی در اینجا می تواند سنگی پهن و بزرگ در زیر ریشه های درخت  باشد که مانع ریشه زدن درخت بشود. بنابراین درخت همان که بوده می ماند اگر نمیرد و خشک نشود. (خودم عینا این رو برای دو درخت زیتون دیدم. که در حیاطمان کاشتیم: یکی همان که بود(۳۰ سانت) ماند اما دیگری تا طبقه دوم خانه مان قد کشید. اولی حاشیه باغچه مان کاشته شده بود که دورش کاملا سیمانی بود.) یا ابلیسی می تواند در اینجا یک جانوری باشد که هی بیاید از پوست ساقه و شاخه های این درخت یا نهال بکند. از برگ منظور نیست. از همان پوست ساقه درخت. 

ابلیس بنابه فرموده قرآن کریم، در میان راه رشد نشسته است. راه صعودی که به خداوند کریم ختم می شود. او دقیقا در وسط راه نشسته و نمی گذارد که انسان ها حرکت کنند یا حرکتشان را کند می کند.

بنابراین ابلیس شر مطلق است. و از شر انتظار خیری نمی رود حتی رشد انسان ها. چون بعضی می گویند که ابلیس باید باشد تا انسان ها رشد کنند. اما سم و زهر کدام مار موجب اعتلا و رشد انسان شد جز اینکه محل زخم کاملا سیاه شده و بافت بدن را می خشکاند. خشکی و قحطی و کم بارانی موجب رشد کدام جنگل یا قلمستان شد که حالا فقر و خشکی بخواهد انسان را رشد دهد؟ 

ابلیس مانع اصلی رشد انسان ها است. نه اینکه موجب رشد انسان ها است. 

یک میدان دو و میدانی ای را فرض کنیم که ۲۰ دونده قصد رقابت دارند. از این ۲۰ دونده ۸ نفر هستند که خیلی خوب می دوند. و مقام دار و مدال آور مناطق خودشان هستند.و از این ۸ نفر که از بقیه قطعا جلوتر خواهند افتاد، ۲ نفر هستند که شاخ هستند به قولا. ستاره که هیچ بلکه خورشید این میدان مسابقه هستند و قدرت تازیدن فوق العاده بالا دارند. (همان یوسین بولت خودمان.خخخخ). میدان مسابقه هم با میادین معمول کمی تفاوت دارد و آن اینکه میدان دو پرش با مانع است. و موانع هر چه که به سمت آخر مسابقه پیش می رود، بلند تر می شوند تا اینکه به ارتفاع ۵ متر می رسند. خیلی بلند شد نه؟

حالا چه کسانی از این مسابقه پیروز بیرون می آیند؟ تمام ۲۰ نفر تا وسط راه تقریبا همپای هم خواهند آمد. آن ۸ نفر به انتها نزدیک می شوند و آن دو نفر فقط مسابقه را به پایان می رسانند و موفق به پرش از یک مانع ۳ متری خواند شد!!!!!

این موانع در این مسابقه همان ابلیسین هستند. شاید بفرمایید عجب مسابقه ای. پرد از نامرد مشخص می شود. پهلوان از پهلوان پنبه. خائن از وفادار. زرنگ از نازرنگ. 

///////////////////////////////////////////////////////

موانعی که امروزه در زندگی ما رقم خورده اند و بعضا جدیدا موجود شده اند و قبلا در زمانهای قبل نبوده اند، خیلی معنای فراتر و عمیق تری از موانع مسابقه بالاتر دارند. 

یک مانع هست به نام مانع فریب: یعنی چیزی که می خواهد ما را فریب دهد در درون خود محتوایی ندارد اما خود را بسیار بامحتوا نشان می دهند که فقط زیرکان تفاوت را مدرک می شوند.

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.