ارتش سرخ ایران غائب

ارتش سرخ هدف خون و خونریزی و جنگی ندارد. بلکه با اشاعه علم و دانش خواستار پیشگیری و جلوگیری از آن است.

دنیای طبیعت: مار

چهارشنبه 29 آذر 1396 21:54 نویسنده: احمد چاپ

یکی از آفاتی که بلای جان طبیعت شده است. مار، به رنگ های مختلف و اندازه های مختلف و با طرح ها و اشکال گوناگون خطی بر روی پوست خود است. برای دیدن انواع زیبای مارها (خشکی زی، آب زی، جنگل زی و غیره ) به سایت arkive.org مراجعه کنید. 

مار هیچ خیری که بخواهد نصیب طبیعت یا بشریت بکند در خود ندارد. شاید عنوان شود که چرا، بعضی داروها را از مار تهیه میکنند. آرم و لوگوی خیلی از داروخانه های جامی است که ماری به دور آن پیچیده است و یکی از نماد های علم پزشکی علامت مار است. اولا که نماد پزشکی مار نیست. و تابحال داروی شناخته شده و معروفی که واقعا کاربرد آن در آزمایشگاه و بدن به اثبات رسیده باشد وجود ندارد. 

چون مار را چه بیرون و درونش را می شناسیم، پس یک نتیجه گیری قطعی می کنیم. و آن اینکه هیچ خیری از مارها برنخواهد آمد. شاید بگویید از پوستش می شود برای تهیه کیف و چرم استفاده کرد یا بگویید که از گوشتش استفاده غذایی برای بعضی جانواران کرد. از سمش استفاده برای ساخت اسلحه یا چیزهای در کرد. اما هیچ کدام از استفاده های بالا به صرفه نخواهد بود و در دراز یا کوتاه مدت قطعا ضرر بر سرمایه گذار آن وارد میکند. این نظر قطعی و بدون ردخور  است.

شرهای مار: مار به شدت گوشتخوار است. از جانوران بی گناه کوچک و بزرگ که متصور شویم همه را می بلعد. و آسیب جدی به طبیعت در هرجایی که جمعیت مارها زیاد باشد وارد می شود. ¥شاید جانوری که بلعیده می شود یک قورباغه است که وجودش برای حفظ سلامت محیط زیست ضروری است. شاید یک نوع موش کوچک. شاید یک مارمولک. کلا مار توسط ابلیس در زمانهای بسیار دور ، ساخته شده که اعضای محیط زیست (جانوارن) در جنگل، در آب ها و در خشکی ها که وظیفه برای مراقبت از سرسبزی و برقراری سلامت محیط زیست را دارند ببلعد و حذف کند. بعضی با زهری که درخود دارند از طریق نیش، جانور را فلج میکنند.(سابقا نوشتم که یکی از  وجوه بسیار مشترک  موجودات ابلیسی، زهری بودن آنها است. در تولید و تزریق زهر دارای توانایی هستند. مار سمی، بعضی مارمولک یا قورباغه سمی و غیره). اما در مارها یک تنوع دیگری هم هست؛ در مار آناکوندای سبز که خیلی بزرگ است و در محل های مردابی با ارتفاع کم آب زندگی می کند، با دندان های ردیف شده خود یک قسمت از جانور را (مثلا آهو، مرغابی، لکلک و غیره) را محکم می گیرد و سپس با بدن منعطف خود به دور بدن صید می پیچد و گره اش را محکم می کند تا جانور زیر فشار توانایی نفس کشیدن نداشته باشد و خفه شود. فشار زیر مار آکوندا بسیار زیاد است که تشبیه به فشار حاصل از قرار گرفتن اتوبوس مدرسه بر بدن یک شخص کرده اند. 

فلج کردن صید، بلعش و بلعیدن جانور در مارهای معمولی. و گاز گرفتن و سپس خفه کردن در مار آناکوندای غول پیکر.

ضرر و آسیبی که مارها، انواع مارها، که در دنیای ما بی شمار هستند، به طبیعت و زیست وارد کرده اند آنقدر زیاد است که از زیادی آن کسی متوجه آن نشده است و نمی شود. مثل وقتی که یک مشکل آنقدر در یک محیط زیاد می شود  از فرط زیادی آن که در ذهن خودمان می گوییم مگر می شود تا این حد زیاد یک چنین چیز بدی وجود داشته باشد پس آن را انکار می کنیم که اصلا یک مشکل است. بلکه به عنوان یک جزء عادی دنیای اطراف می پذیریم. 

مثلا وقتی شما به شهر دیگری سفر می کنید می بینید که فرهنگ غالب مردم آن شهر این است که یک جوراب ساق بلند بپوشند  یا اینکه مردانشان دامن بپوشند (در اسکاتلند قدیم فکر می کنم چنین بوده است.) شما این کار را کار عجیبی نخواهید دانست. درصورتیکه قبل از آن در شهر خود این کار را یک کار خیلی احمقانه فرض می کردید. 

وقتی هم نفرت و نوع شکار مارها در طبیعت به چشم مشاهده شود، آنگاه به این نوع نفرت و دشمنی که از طرف بعضی انسان ها نسبت به دیگر انسان ها ظهور پیدا کند بی توجه و بی طرف می شویم. چون این یک جزء معمولی و رایج طبیعت بیرون است پس طبیعت درون ما انسان ها هم آنرا به عنوان یک اصل می پذیرد که این دنیای امروز است که اگر شکار نکنی شکار می شوی. اگر نفرت نکنی مورد نفرت واقع می شوی. و نتیجتا انسان ها واکنش چندانی در برابر خشونت ها، کشت و کشتارها و جنگ های عمیق بیرونی نخواهند داد بلکه جزئی از آن خواهند شد. مثل جنگ های جهانی اول و دوم. که ابلیس بدجور انسان ها را به جان هم انداخت و سرمایه های عظیم پرانگیزه جوانی و نیرو و تمدنی  و جوانان را به کام مرگ فرستاد. آن مار جنگ، تفرقه و هیجان و فریب را برانگیخت. و جنگی را شروع کرد که در فقط در جنگ جهانی دوم  معادل ۶۰ میلیون انسان مردند. غالبا شهروند های معمول شهرها. مار جنگ هنوز هم بیدار است و هنوز هم نمرده است. 

خدایا مار را و مار صفتی را از میان ما بردار. آمین.

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.