ارتش سرخ ایران غائب

ارتش سرخ هدف خون و خونریزی و جنگی ندارد. بلکه با اشاعه علم و دانش خواستار پیشگیری و جلوگیری از آن است.

قوی ترین وسیله مبارزه، رسانه بهمراه هنر است.

جمعه 1 دی 1396 21:52 نویسنده: احمد چاپ

قوی ترین وسیله مبارزه، رسانه بهمراه هنر است. رسانه به معنی اینکه جمع کثیری از انسان ها در زمان کوتاهی از یک مطلب آگاه شوند و تحت تاثیر آن قرار بگیرند. رسانه لزوما تلویزیون یا اخبار نیست که بلکه فیلم های سینمایی هم نوعی رسانه قوی و نیرومند هستند. آنجا که در فیلم های سینمایی می شود الگوهای ابلیسی را زیبا و مورد قبول و حق جلوه داد. و به طور غیر مستقیم به بیننده، خواننده یا شنونده تفهیم کرد که اگر شمای مخاطب این الگوها را در زندگیتان مشاهده کردید، مثلا در خوراکی ها یا در پوشیدنی ها یا در اتفاقات زندگی این الگوها دیده شدند، براحتی از کنار آنها بگذرید و نگران شان نباشید. آنگاه دراینصورت فرد در تله خواهد افتاد.

یک مثال: فیلمی  را تصور کنید که در آن از یک زن زیبا در متن داستان استفاده شده است. گرچه شاید بعضی علایق و سلایق شان متفاوت باشد و بازیگر زن آن فیلم خاص را زیبا ندانند اما عموما در فیلم های هالیوودی از چهره های متناسب بهره گرفته می شود. حال وقتی که خود فیلمنامه، بازیگران و چهره پردازی و جلوه های ویژه فیلم در نزد مخاطب وجیه و قابل قبول باشد ، می شود الگوهای مورد نظر را راجع به هر مسئله بروزی در دنیا به این فیلم تزریق کرد. هر الگوی مورد نیازی را غیر مستقیم می توان در فیلم درآورد.

اما کاری که ابلیس بتواند بکند و خیلی از آن سود و بهره هم می برد، این است که اگر رسانه دستش باشد مثلا فیلم های سینمایی، آنگاه الگوهای ابلیسی یا همان اشکال و گرافیک های هندسی ابلیسی را در فیلم توجیه پذیر و قابل قبول نشان خواهد داد. موجودات ابلیسی را کمک کننده، مهربان، به فریاد رسنده، دارای نقشی تاثیر گذار و احتمالا قهرمان،  دارای قدرت فوق العاده زیاد علیه ظلم و زیبا و جذاب(که زیبا و جذاب کردن از مهمترین ابزارهای ابلیسی است)، و بعضی مواقع مظلوم و ساده دل و مهربان،  و غیره نشان خواهد داد. 

اما اگر رسانه مثل فیلم های سینمایی، مستند ها، و سایر وسیطه های اخباری و تصویری، در اختیار و خدمت فردی صدق گرا باشد، آنگاه الگوها را همانطور که هستند نشان خواهد داد. سعی در جذابیت دادن به یک محتوای توخالی و درون تهی و فریبی نخواهد کرد. یعنی قصد فریب و افترا و اغوا ندارد. جذابیت های موجودات مفید و غیرمفید آنطور که هست و حقیقت دارد به پرده نمایش خواهد فرستاد.

(یک مثال اضافی: مثلا مستندی که از حیوان اسب تهیه شده باشد. در این مستند به زیبایی حقیقی بدن اسب پرداخته می شود. مثل بلندی متناسب ساق پاهای اسب، زیبایی و نرمی و بلندی متعادل یال اسب، تناسب بزرگی چشم و دهان و کله اسب، رنگ اسب های با نژاد های اصیل و پاک، جلوه بدن اسب هنگام دویدن و تاختن، صدای نعره اسب و همه و همه از ویژگهای ظاهری جذاب به حق اسب ها خواهند بود که یک مستند ساز به آنها در قالب تصاویر و صدا ها خواهد پرداخت.

اما حالا یک موجود پست تر از اسب را تصور کنید که یک مستندساز بخواهد برای آن فیلم بسازد. یک قاطر. مجبور است برای جذاب نشان آن، از مناظر زیبا هم استفاده کند. مثلا قاطر که رنگی همیشه ثابت و غیرشاد دارد را در مناظری سبز رنگ با گل های فراوان یا رنگ های نارنجی درخشان با پرتوافشانی اشعه های خورشیدی نشان دهد. )

وقتی که الگوی ابلیسی با هنر قاطی شود، تشخیص به نهایت درجه سختی می رسد  با اینکه زبدگان و خبرگان جزییات ماجرا را تشخیص خواهند داد. زهری بد مزه و تلخ در قالب غذایی خوش رنگ و خوش بو و بسیار شیرین و با جذابیت هایی (مثل نرم و گوشتی بودن غذا حین گاز زدن یا دیگر جذابیت های حواس پرت کن ) ، قرار داده می شود.آنگاه است که دیگر مزه زهر قابل تشخیص نخواهد بود. 

رسانه هم از  پیرو همین روال است. می شود الگوهای آموزنده، مفید برای بشریت، و ضد ابلیس را در رسانه جا داد. اما امروزه چیزی که مشاهده می شود، مخلوطی از دو حالت بالا است. شاید شما فیلمی را ببینید که غلبه و چیرگی الگوهای ابلیسی در آن بسیار زیاد است و یا اینکه فیلمی را ببینید (گرچه فراوان اما کمتر است) که الگوهای حق را خیلی بیشتر داشته باشد.

پس به این ترتیب می توان رسانه و بالاخص فیلم های سینما را دست و بازوی پرتوان برای کنترل و هدایت طبیعت کره زمین دانست. که هدف اصلی همان بشریت است.

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.