ارتش سرخ ایران غائب

ارتش سرخ هدف خون و خونریزی و جنگی ندارد. بلکه با اشاعه علم و دانش خواستار پیشگیری و جلوگیری از آن است.

دروازه بسته گشوده خواهد شد

یکشنبه 3 دی 1396 20:24 نویسنده: احمد چاپ

هنگام مشاهده و بررسی  و مقایسه دقیق الگوهای ابلیسی (در موجودات ابلیسی از گیاهان گرفته تا حیوانات تا جمادات و تا مخلوقی های دیگر ابلیسی) به چند نکته قابل توجه می رسیم:  اول اینکه ابلیس با تلاش و دقت فراوان، سعی در ایجاد موجوداتی دارد که قبل از هر چیز برای وظیفه مورد نظر  کارا باشد. یکی از موارد کارایی ایجاد مقبولیت در انسان ها است تا کاری با موجود ابلیسی نداشته باشند یعنی سعی در حذف و نابودی آن نکنند. اگر به فرض، شاه ین پرنده ای زشت و سیاه و چندش آور بود که به شکار و حذف پرندگان و موجودات مفید (غالبا مفید اما غیر مفید را هم حذف می کند.) می پرداخت، آنگاه انسان ها خیلی سریع این موجود را آنچنان شکار و کشتار می کردند که نسلش منقرض می شد. پس یکی از موارد ایجاد مقبولیت، ایجاد زیبایی و جذابیت دلفریبانه و تعادل ظاهری اعضای بدن موجود ابلیسی است.
علاوه بر زیبایی دلفریبانه، موارد مقبولیت دیگری هم ابلیس برای موجودات ابلیسی در نظر می گیرد که از بررسی آنها صرف نظر می کنیم.
حال توجه شما را به ظرفیت رو به بی نهایت بدن انسان جلب می کنم. بدن دنیوی انسان، قابلیت های رو به بی نهایت در درک انواع لذات و جذابیت ها دارد. ( برخلاف جن که قابلیت های بسیار زیاد دارد اما محدود است و مثل انسان به سمت بی نهایت  نیست. همین ، ادعای من را مبنی بر اینکه الگوهای ابلیسی محدودند تصدیق می کند.) 

مثال: انواع عطر ها که هرکدام دارای بوی متفاوتی نسبت به عطر دیگر است. جالب است که فرد هر کدام را که بو می کند متفاوت بودن  با عطرهای دیگر را درک می کند. یعنی عطر ها یی را  که در  آینده خرید می کنیم. اگر جدید باشند. به بیان دیگر اگر  قبلا میخواسته که بوی این عطر را تصور بکند نمی توانسته و کاملا برای او جدید و عجیب است!

اکنون به جای عطر چیزهای دیگری قرار دهید. مثل طعم ها، انواع رنگ ها، انواع لمس ها، انواع اشکال  متنوع دنیا.
آیا فکر کرده اید که فقط همین عطرها را داریم؟ و عطرهای از جنس دیگر را که اصلا آستانه کیفیت اش را متصور( در این زمان) نمی توان بود  نداریم؟ (پس از گشودن دروازه عالم) چگونه آن عطرهای دنیوی عجیب  (از جنس آینده) را فراموش کرده اید و از آنها غافل اید؟ شاید بگویید که باید منتظر علم بنشینیم تا آنها  را برایمان کشف و ایجاد کنند. باید دانشمندان ما دروازه های آن علم را بگشایند و ما انسان ها یا بشریت را برخوردار کنند. این صحیح است. ولی یک اما دارد: 

تصور بفرمایید که شما یکی از دوستان صمیمی خود را برای دیدن نهال دخرتی که تازه کاشته اید دعوت کرده اید و برای دوستتان از  میوه های خوشمزه درخت در آینده می گویید. اوصاف میوه را شرح می دهید. آن دوست شما هم علاقمند و هیجان زده می شود و مشتاق دیدن ثمر درخت است. ولی در آن حال شما از سنگ بزرگی که زیر ریشه های درخت است و مانع از ریشه زدن درخت می شود غافل اید. شما دائما آب و کود کافی را به درخت می رسانید و فکر میکنید که این درخت رشد خواهد کرد. اما باز از آفاتی که این درخت را در آینده درگیر خواهد کرد بی اطلاعید.

درخت مثال بالا فقط زمانی مثمر می شود که موانع برداشته شود. بنابراین رشد علم، تکنولوژی، معرفت، اخلاق، شناخت خداوند، شناخت ملائک، و شناخت هرچه که شناختنی است (هرچه که دل شما می خواهد) فقط با رفع مانع رشد میسر است. چراکه هر چه ما ساختمان را بالاتر می بریم باز یک خراب کننده وجود دارد که با سرعت آجر ها را از درون دیوار در می آورد و پایین می اندازد.  بهارین ترتیب ساختمان ساخته نمی شود. چون یک خراب کننده هست. اگر شما فردی بیمار محصل را ببینید آیا با وجود بیماری کشنده باز او را سفارش به درس خواندن می کنید یا اینکه می گویید چند روز بستری باش تا بیماری از تو رفع شود و سپس به درس بپرداز؟

اگر جمعیت انسان ها، می خواهند که همه به چشمه برسند و همه به جنگل زیبای معرفت برسند باید سنگ بسیار بزرگ و سنگین میان راه را بردارند. در غیر اینصورت فقط افراد بسیار نخبه و بسیار باهوش ، بسیار توانا و بسیار زبده که توانایی عبور از آن سنگ را دارند، به جنگل معرفت می رسند و بقیه در پشت سنگ، بی خبر از مناظر زیبای آن طرف سنگ باقی می مانند تا اینکه زمانشان در این دنیا به انتها برسد و به دنیای برزخ یا دنیای  اموات بروند. راه هموار اصلی بسته است. بیراهه ها را فقط زبدگان عبور خواهند کرد که آن هم اکثرا ، یعنی اکثر زبدگان نمی توانند به پایان برسانند.


دروازه بسته گشوده خواهد شد. مانع برداشته و ابلیس نابود می شود. چون من می خواهم. چون من می خواهم این اتفاق حتما رخ خواهد داد.

دروازه بسته گشوده خواهد شد. مانع برداشته و ابلیس نابود می شود. چون من می خواهم. چون من می خواهم این اتفاق حتما رخ خواهد داد.

°●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●

$$$ شاید عده ای از من خرده بگیرند و از سر انتقاد با خود بیندیشند که علم و تکنولوژی و علوم دیگر امروزه بسیار پیشرفت کرده است. در گذشته حمل و نقل بسیار سخت بود. امروزه انتقال حتی تصاویر و مخابرات هم بسیار هم سهل شده است. و خیلی خیلی پیشرفت های رفاه بخش دیگر. به قول عامیانه در دل خود بگویند که آقای نویسنده دیگر چه می خواهید؟ 

دوست دارم جواب شما را با یک مثال بدهم. لطفا یک هندوانه را متصور شوید. یک کرم به داخل این هندوانه نفوذ می کند و خیلی از محتوای آن را می خورد. در حالیکه در بیرون اثری از خرابکاریهای درونی کرم نیست جز یک سوراخ. و آن سوراخ هم پشت هندوانه است و در جلوی چشمان شما نیست. تا اینکه یک روز متوجه آن سوراخ شده و به وجود کرم پی می برید. می توانید هنداونه را سیب یا هرمیوه دیگر فرض کنید. اما آنگاه آیا دیر نشده است؟ امروزه هم کرم بسیار عظیم آفت زا، به درون تمدن بشریت نفوذ کرده است. حتی به درون برخی انسان ها راه یافته است. اما در بیرون و در ظاهر خود را نمایش نمی دهد و کاملا مخفی می کند. (خداوند حقایق را در قالب اتفاقات طبیعت به ما نشان می دهد. خوب است که اتفاقات طبیعت مثل همین موجودات زنده، را ببینیم که درس های فراوانی در آن تصاویر هست. شما نگران نباشید. ناخودآگاه شما فعال است و خودش درس لازم را می گیرد.) ابلیس جوری نفوذ دارد که اثری از خود در رسانه ها، فیلم ها یا دیگر وسایط خبری و رسانه ای باقی نمی گذارد مگر گه گداری که از دستش در برود یا اینکه خواص و زبدگان اثرات خرابی او را ببینند. که می بینند. 

○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●

مرور مطلب بالا : شما دارید از رشد یک درخت دارید حرف می زنید و از میوه های خوشمزه ای که در آینده خواهد داد به دوستتان می گویید، حال آنکه سنگ زیر درخت نخواهد گذاشت رشد درخت اتفاق بیفتد.

○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●

یک نکته: ظرفیت ابلیس برای ساخت و ساز و ایجاد چیزهای جدید به اتمام می رسد. ( چون ظرفیتش محدود است) تا آنجا که انسانها از اینکه  علم و تمدن و مدرنیته چیز جدیدی به زندگی آنها نمی دهند خسته می شوند. یا به بیان دیگر چیز درخور ذات بی نهایت زیبای آنها دریافت نمی کنند. نه اینکه انسان ها از قصد و از ته دل خود، ابلیس را خواسته باشند بلکه انسان ها ابلیس  را در قالب انسان دیدند و او را خودی دانستند و فریب خوردند. بوسیله ترفندهایی که داشت. نابودی خودبخودی موجودات ظالم ابلیسی با استدلال بالا قطعی است. اما آیا باید انسان ها در دقیقه ۹۰ به فکر اصلاح بیفتند؟ اگر انسانها درست تر عمل می کردند زودتر به دروازه (بی ابلیسی) می رسیدند...

یک نکته: باز شدن دروازه بصورت ناگهانی رخ نمی دهد. 

مثال: کسی که مدت زیادی در فضای تاریک خانه بوده است اگر یکدفعه وسط روز که ظهر باشد به وسط حیاط برود چشمش درد می گیرد. حالا وضع کسی را در نظر بگیرید که چند سال در سیاهچال زندانی بوده است. 

پس برای روشن کردن یک فضای تاریک، ابتدا شمعی به داخل سرا می آورند و سپس کل جمعیت را به بیرون می برند. از سرای تاریک به سرای نیمه تاریک و سپس به فضای سبز بیرون.

در این زمان ابتدا نفت کشف می شود، وسایل رفاه بخش فراوان ساخته می شود(شاید از همان موجودات ابلیسی که به آن ها بشریت عادت کرده اند.) بشریت در تنعم و آبادانی نسبی نسبت به زمان های گذشتا قرار می گیرد. تا باز شدن دروازه تنعم و بخت، وجود نازک و تحمل ناپذیر آنها را در هم نشکند.

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.