ارتش سرخ ایران غائب

ارتش سرخ هدف خون و خونریزی و جنگی ندارد. بلکه با اشاعه علم و دانش خواستار پیشگیری و جلوگیری از آن است.

دنیای طبیعت: گیاهان- سرو

یکشنبه 10 دی 1396 14:56 نویسنده: احمد چاپ

در یک زمانی سوار اتوبوس بودم. نگاهم به بغل جاده بود. درختان  بلند  سرو به صورت ردیفی پشت سر هم می آمدند. درختی که چوب  استوانه ای صاف و بسیار بلند و محکمی دارد. نگاهم به  آنها بود و اینکه نور خورشید از میان آنها بر زمین جاده می تابید. در انتهای آن صف درختان سرو، درختی در فاصله ای دورتر از بقیه درختان توجهم را به خود جلب کرد. درخت در پایین شاخه های فراوان داشت و لخت از برگ ها بود...

 سرو و کاج و خیلی از درختهای دیگر میوه ندارند. چوب آنها کاربرد دارد. شما شاید از دوران کودکی خود ستون های چوبی کابل برق  را که از قلم چوب سرو می ساختند هنوز به یاد داشته باشید.

به زودی زمانی روی زمین می آید که انسان به لطف وجود ولی و رییس انسانی خود که قدرت ها همه در دست اوست، اراده می کند و ساختنی ها را با اراده روح می سازد نه با دست و ید و عرق ریختن و زحمت کشیدن و خسته شدن. چراکه انسان در این دنیا یک چیز بیشتر نمی سازد و آن هم خودش است. گرچه این ساختن مثل بریدن چوب با اره و درست کردن غذا بازحمت نیست. بلکه تماما لذت است و آرامش. هر ساخته شدن و ساختنی فقط در آرامش رخ می دهد و لاغیر. شاید بفرمایید که ساخت وسایل زندگی مثل ابزار آلات و ساخت خانه و ساخت انواع غذا ها و انواع لباس ها برای رشد انسان و ساخته شدن انسان است. یعنی اینکه انسان زحمت بکشد و عرق بریزد و بسازد. خسته شود.  استراحت کند و سپس به ساختن بپردازد. آنگاه انسان رشد می کند و تربیت می شود چراکه سختی روزگار را می چشد. زجر و درد روحی و جسمی را تحمل می کند و درد را می شناسد و می چشد. آنگاه قدر خوشی را می داند. آنگاه قدر زیبایی را می داند و از آن تقدیر می کند. و از آن مواظبت  و تحفظ میکند. اما اینگونه نیست. زیبا اگر زیبا باشد شناخته می شود.  لازم اگر لازم باشد ملزوم می شود. و قدر قدرت قادر دانسته می شود. مثال : انسان نیرومندی را فرض بفرمایید که می خواهد سنگی عظیم به بزرگی یک خودروی معمولی را جابجا کند. آیا نیازی به وجود انسان های کم زور هست تا قدرت و نیرومندی آن انسان زورمند شناخته شود؟ خیر. انسان زورمند می رود و خودش آن سنگ را بلند و جابجا می کند. نیازی به انسان بی زور نیست تا قدر قادر و جایگاه او شناخته شود. پس نیازی به رنج بردن و زحمت کشیدن نیست تا رشد حاصل شود. رشد بی زحمت که بسیار بهتر و بسیار زیاد تر باشد هم می شود که محقق شود.

● همه موانع ضد رشدند. وقت را می گیرند. من این جمله را که *دنیا نمایشگاه خدا برای دیدن خدا است* می پسندم. انسان از مشاهده انواع مخلوقات و زیبایی های آنها به خدا وصل می شود. زیبایی های حقیقی که ذره ای از  فریب  و پوکی و توخالی بودن در آن ها نیست. و تماما در درون و حتی بیرون زیبایی حقیقی دارند.

بحث را عوض می کنم. حروف الفبا چقدر متنوع اند. اصوات گونه گون دارند. مثلا تفاوت صدای ب و پ را توجه کنید. صدای پ و ت. ت و ث. ج و ح. خ و گ. ق و ل. جالب است نه؟ چگونه این صداهای متفاوت می تواند وجود داشته باشد. ۲۸ حرف الفبا را یک به یک بخوانید و با خود در  صدا و آوای آنها فکر کنید!!!

||||||||||||||||||||||||☆|||||☆|||||☆|||||☆|||||☆|||||☆||||||||||||||||||||||

 کمال چیست؟ کمال در این نیست که وقت انسان برای ساختن و آجر روی آجر گذاشتن و عرق ریختن و گرسنه شدن و سپس غذا درست کردن و همچنین تهیه لباس تلف شود.  بلکه [مقدمه] کمال در این است که خانه و غذای آماده و البسه زیبا و لطیف برای انسان باشد و فکر بشریت و زمان بشریت معطوف به این چیزها نشود. حالا یک سوال : وسایل زندگی آماده از کجا تامین می شود؟ شاید بگویید که خود انسان ها تامین می کنند. اینطوری که عده ای پارچه تهیه می کنند عده ای کارخانه می سازند عده ای حمل و نقل می کنند و سطح رفاه آنقدر پیشرفت می کند که تقریبا بطور مجانی و رایگان، لباس انسان و غذای انسان و سایر وسایل تامین می شود... برای جواب به این سوال یک مقدمه طرح می کنم:

 در بین تمام عوالم دنیای حال حاضر ما تشابه وجود دارد. مثلا عالم سنگ ها، عالم گیاهان، عالم حیوانات، سیارات و غیره. و همچنین عالم برزخ و عالم دنیا و عالم رحم مادر. جنین در رحم مادر، هیچ زحمت و کاری برعهده و دوش او نیست. بلکه این مادر است که غذا و مایحتاج جنین را کاملا آسان و بی دغدغه تامین می کند و جنین را رشد می دهد. اگر بخواهیم که رشد با مانع( که سختی و زحمت جزء و یکی از موارد آن  یعنی موانع است) را متصور شویم باید بدانیم که چنین چیزی ممکن نیست. اگر چنین باشد جنین ناقص متولد می شود. مشکل شاید اینجا باشد که ما معنای رشد را نمی دانیم. و نمی فهمیم. ماهی ای که در دریا سالیان سال زندگی کرده است جز محیط آبی چیزی نمی داند و از دنیای سبز بیرون خبری ندارد. پس این خود انسان ها نیستند که وسایل رشد را تامین میکنند بلکه این مادر طبیعت است که تمامی وسایل رشد فوق و ماورای این دنیا را برای فرزندش تامین می کند.

تکرار مطلب: منعم اصلی، انسان ها نیستند که بلکه خالق و پرورنده انسان یعنی دنیای ابتدای آمدن انسان(حضرت آدم) به زمین است. دنیایی که ابلیس آنرا از آدمیان گرفت و با نابودی اش پس گرفته می شود. دنیایی که درواقع رتبه ای پایین از بهشت آینده زمین بود.

در اول مطلب، از مشاهده درختان سرو کنار جاده نوشتم. در آن موقعیت  سروی با ساقه پهن که نشان از کهنسال بودن آن بود در آخر دیدم. میزان شاخه های ابتدایی و پایه ای آن نزدیک به سطح زمین زیاد بود. و برگ های آن قسمت که نزدیک سطح زمین بود کنده شده بود یا اینکه در آنجا ساقه سرو برگی نداشت. از نمای  کلی آن سرو به ابلیسی بودن منشایت درخت سرو  متوجه شدم.(سرو مشهود، مثل عکس سرو پایین است.) البته اگر از مشاهده یک مخلوق الگویی که شما را رشد دهد و به شما آموزش بدهد  هم ندیدید خود نشان از مشکوک بودن مخلوق و سپس ابلیسی بودن آن است.

پس می توان با فرض بالا، درختان سرو و کاج را هم از موجودات ابلیسی دانست. (جدای از مقایسه و مشاهده الگوها)

بریدن چوب، ساختن، زحمت کشیدن و عرق ریختن،(تولید صداها از بریدن چوب توسط اره را تصور کنید)، آجر روی آجر گذاشتن و زحمات و درد کشیدن ها و تلخی چشیدن ها و غیره از مصادیق رشد و کمال روح نیست. آیا شما جنینی را دیده اید که خودش موجب رشد خودش شده باشد یا اینکه مغذی، منعم و مرشد و حافظ  و ...  اصلی ، مادر اوست؟ منعم و ملذ و مغذی و محفظ اصلی ما هم در این دنیا خالق و رب ماست. که بوسیله نماینده خودش بر روی زمین نعمات را می دهد تا رشد کنیم. هرچه بخواهیم در لحظه مهیا می شود. خبری از آینده : در آینده می آیند غذاهایی که تولید مدفوع نمی کنند و کاملا جذب بدن می شوند.

 به سبب دخالت و موجودیت ابلیسی، درختان، بوته ها، گیاهان و حیوانات و در کل مخلوقات رشد دهنده ناپدید گردیدند. و تعداد انبوه از درختان و بوته های خنثی و بی خاصیت از لحاظ رشد وتعالی پدید آمدند.  و بعضا ضد رشدند. کاملا مضر یا بیماریزا.


خدایا ظلم را توسط من (انسان) ریشه کن بفرما.

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.